کنکور

یادم میاد یک سال تمام تو انباری سرد خونه درس خوندم واسه کنکور. شده بودم یه پوست و استخون. وقتی که نتایج اومد و دانشگاه قبول شدم , خاله ام می گفت پسر من سهمیه نداشت که قبول نشد. منظورش همون پسرش بود که همیشه مشغول بازی فوتبال تو کوچه بود و نزدیک امتحانات به اصرار خاله کلی باهاش درسهاش رو کار می کردم که تجدید نشه و حتی یه دونه تست هم واسه کنکور نزده بود.

توی دانشگاه پر بود از بچه های استادا که از علی آباد کتول انتقالی گرفته بودن,‌ از بچه های شهرهای منطقه3 و 4,‌از بچه های کشورهایی که تو کنکور ما سهمیه دارن, از بچه هایی با سهمیه بسیجی, قاری قران و... و من.

خواهرم دانشگاه که قبول شد واسه بچه های بی سرپرست , رایگان تدریس می کرد.

تا اینکه سال کنکور برادرم رسید .چه سالی بود اون سال . انگار که ناپدری تموم عزمش رو جزم کرده بود تا نذاره اون درس بخونه. هر شب دعوا ,سر و صدا, چرا کفش ها دم در جفت نیست, چرا نون سنگک من آماده نیست, چرا میوه های توی یخچال کم شده, چرا چرا چرا...

اون خیلی درس خوند, خیلی زیاد,‌ طوری که ریزش مو گرفته بود و از بد روزگار عید همون سال آبله مرغون بدی هم گرفت.

اما نتیجه اش رو گرفت و یه رشته خوب قبول شد. روزی که نتیجه اش اومد از خوشحالی گریه میکردم. انگار که یکی از بزرگترین آرزوهام براورده شده بود.

برادرم واسه اینکه درآمدی داشته باشه از همون سال اول شروع کرد به تدریس خصوصی دروس اختصاصی کنکور که درآمدش هم بد نبود.

اون بخشی از سهم زندگیش رو گرفت که ناپدری نمی تونست ازش بگیره.

 

/ 13 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تارا

در اون موردی هم که نوشته بودی کسی جاشون امتحان میده و ...نه من اینو نگفتم.گفتم در حالی که مثلا بقیه بچه ها حق دابرن یک بار درسی رو بگذروننو اگه رد شدن دیگه درس نباید ارائه بشه و یه این ترتیب از امتحان علوم پایه برای یه سال عقب می افتن برای یچه های شاهد این درس رو جدا ارائه میدن تو تابستون با یه امتحان خیلی خیلی ساده تر تا به ضرب و زور پاس کنن در حالی که بقیه این حق رو ندارن آدرس دقیق هم بخوای پزشکی تهران وروی 88

تارا

در مورد کار هم گفته بودی لیست بده!!! نیازی به لیست نیست شما یه مورد آگهی استخدام به من نشون بده که توش ننوشته لاشه فرزندان شاهد و ...سهمیه دارن البته من با کارش زیاد مشکلی ندارم چون به هر حال کار چیزی هست که برا امرار معاش بهش نیاز هست و خب اون بچه هم حمایت مالی پدر رو نداره به طور مثال

مسعود

بازم سلام. نگین خانم لینک شدین... این آپدیت هایی جدید رو خوندم. خوب توصیف کردین

تارا

تازه میدونی خیلی ها بودن که مبارزه کردن با دیکتاتوری شاه برای وطنشون برای آزادی و برابری.. اما شاید زیاد خوش شانس نبودن چون کشته شدن اما نه به اسم شهید و قدیس بلکه به اسم معاند و ملحد!!!! براشون مقبره و قطعه جدا نساختن...البته چرا ساختن اونم با طرح اینکه حق ندارن تو قبرستون مسلمونا دفن شن ...کسی هم بچه هاشونو تحویل نگرفت و هیییییچ حقی براشون قائل نشدن و همیشه به چشم مظنون نگاشون کردن و الان هم برای کار برای حتی رفتن به یه سفر زیارتی مثل عمره ممنوعیت دارن من مادریزرگی دارم که یه عمره می سوزه از پرپر شدن جوونش اما کسی بهش نمی گه مادر شهید.... ما تو این مملکت آرامشی نداشتیم که کسی برای حفظش جنگیده باشه هر چند من برای همه اونائی که دفاع کردم احترام زیادی قائلم ما از اول انگار که محکوم بودیم که قبل از 57 چه بعدش الان هم نمی تونیم سرمون رو بالا بگیریم و طلبکار شیم از همه که زندگیمون برای وطن و آزادی خراب شد و چرا ناراحتید که سهمیه داریم... که زندگی پدرم زیر و رو شد و برادراش رو فرستادن به کام مرگ و ما هوز هم محکومیم.... بین بد و بدتر خدارو شکر کن تو دوره ای هستی که دورتو گرفتن و زبونی هم شده دلداریت میدن

محدثه

...سلام عزیزم. اون سهمیه حقتونه. بیشتر ازاینا حقه شماس. به حرف مفت مردم هم توجه نکن .همین یه کارو خوب بلدن. باریک الله عزیزم.ایشالله بازم میام پیشت. میزاری لینکت کنم؟؟ البته من لینکت میکنما چه بخوای چه نخوای![لبخند][لبخند]

محبوبه

سلام عزیزم همه آرشیوت رو خوندم نمیدونم چی بگم درد شما رو از نزدیک دیدم هر چند نمیتونم بگم لمسش کردم فقط میتونم یگم هیچ وقت به خودم اجازه ندادم حرف نامربوطی در مورد بچه هایی مثل شما بزنم بازم بیا به من سر بزن بیشتر از خودت بگو

عاطفه سادات

سلام خودت میدونی که از اولین پست ها اینجارو میخوندم اگه هم به وبلاگم بیاید متوجه میشید که خط سیاسی و عقیده م چیه! نه بچه شهیدم نه .... ولی دلم میخواد به اونایی که میگن از اسم شهید و سهمیه و ... استفاده میشه بگم آقا !خانوم!تو حاضری 1روز پدر نداشته باشی ااما بری دانشگاه با سهمیه؟؟؟ بچه ها توروخدا این بحث رو تموم کنید@!30ساله افتادیم به جون هم!وضعمون الان این شده! که یه عده بخورن و ببرن و ماها حالیمون نیست اینهمه جوون توی همین 2سال زد شدن از دین! من میگم جوابشو بچه شهید نباید بده! جوابشو باید اونایی بدن که از اسم اینا استفاده کردن شدن میراث خور اینا! حالا این وسط یه چیزی هم به بچه هاشون دادن ماها بلد بودیم فقط سر اینا داد بزنیم! سگ رو ول کردیم چسبیدیم به سنگ! یعنی چی آخه!؟ تو قصه تو بگو نگین .... ماها سعی میکنیم فقط شنونده ی خوبی باشیم...

FreeSmile.IR - اسمایلستان ایرانی - سایتی پر از شکلک برای وبلاگ شما

FreeSmile.IR به معنی کلامی شکلک رایگان - مجموعه ای بیش از 4500 شکلک متحرک و زیبا - --- نحوه استفاده : برای استفاده از شکلک ها در وبلاگ بر روی شکلک مورد نظر کلیک کرده و کد مورد نیاز را در ویرایشگر ارسال پست وبلاگتان قرار دهید --- امیدواریم این ابزار که با زحمت بسیار برای شما تهیه شده است مورد استفاده اتان قرار گیرد در صورت تمایل لینک سایت را در لیست دوستان خود قرار دهید با آرزوی موفقیت و شادکامی

عاطفه سادات

ایمیلم کامل تایپ نشده بود نگین جان حرفات درسته قبول دارم...

قاصدک

سلام.منم باهاتون موافقم.و دقیقاً نوشته هاتونو درک میکنم. چون همچین اتفاقی برای منم افتاد. ماجرای کنکور خودتونو میگم. سهمیه. هیچ کس جز خودمون خودمونو درک نمیکنه.