مامان کوچولو

اوضاع خوب پیش نمی رفت. زنای فامیل واسه مامانم یه نسخه پیچیدن که اگه بچه بیاری رفتارش بهتر میشه و بیشتر پابند زندگی میشه.

اثرات این نسخه یک سال بعد به ثمر نشست و برادر کوچک ما به دنیا اومد یه نوزاد معصوم و دوست داشتنی که با هدف حل یک معضل پا به این دنیا گذاشته بود اما طفلی نمی دونست که تو حل مشکلات خودش هم ناتوانه.

پدرش از همون اول چون پسر بود دوستش نداشت. همه چی در اختیارش بود جز محبت .

ما عاشقش بودیم. از مدرسه که برمی گشتیم و مادرم می رفت بیرون دیگه ما مامانش بودیم تا شب .پوشکش میکردیم, می بردیمش حموم, بهش غذا میدادیم و ...

اوضاع یه کم بهتر شده بود و ما سرگرم بچه بودیم.

/ 3 نظر / 8 بازدید
مجتبی جعفری موزیک

رادیو ستاره به مناسبت جشن تولد بیست و یكسالگیم افتتاح شده كه علاوه بر برنامه هاي شاد دیگش؛ یه شوخی و گپ فانتزي هم با محسن یگانه و چاوشی انجام داده كه فقط كافیه این رادیوي سه مگابایتی رو از هنربلاگ دانلود كنی تا از خنده بري رو هوا... برای حمایت از بنده و هدیه تولدم؛ حتما اولین سری از این رادیو رو دانلود کنید و حتی در وبلاگها و سایتهاتون قرار بدین... آدرس هنربلاگ: www.HonarBlog.BlogFa.com

پریسا ادیسه

پسر خودش هم دوست نداشت؟؟؟ ای بابا. . . چه آدم ِ عجیبی بوده ها. . . پووففففف

کپتن آلفا

به نظرم ناپدریتون خیلی آدم بیرحمیه! مامانتونو ازتون گرفت!