بوی خیانت

نا پدری یه خونه توی شهرک های اطراف تهرون داره . یه روز از لحظه ای که پاشو گذاشت تو خونه شروع کرد به گیر دادن و سر مسائل بیخودی داد و بیداد میکرد آخر سر هم قهر کرد و از خونه بیرون رفت و مادرم هاج و واج بود که چه خبر شده .

خلاصه ناپدری چند هفته ای خونه نیومد و مادرم هم که دیگه سر کار نمی رفت .برای ما واقعا روز های خوبی بود برادرم میگفت غلظت دعوا و سر و صدا تو خون مون کم شده .بعد از سالها چند روز آرامش داشتیم.

بعد از یه ماه با پا در میونی فامیل آشتی کردن , اما ناپدری دیگه یه خط در میون خونه میومد بعدش هم شروع کرد به رفتن به مسافرت های داخلی و خارجی که گاهی یک ماه هم طول میکشید و وقتی رفته بود مادرم تازه می فهمید که نیست و موبایلش رو خاموش میکرد.

مادرم کم کم مشکوک شد و شروع کرد به کنکاش و بعد از کلی تعقیب و گریز متوجه شد ناپدری (که سن 50 رو هم پشت سر گذاشته) جدیدا یه دختر 24 ساله رو صیغه کرده و یه خونه هم براش اجاره کرده و تو بعضی از این مسافرت ها اونو همراه خودش میبره و قبل از این هم با دخترای زیادی بوده و بهشون پول میداده.  

/ 5 نظر / 6 بازدید
انسانم آرزوست

این نیز بگذرد چونان که عمر می گذرد[افسوس] دل نوشته های من 1:نمیگم سنگ باش ومسیر جریان آب روتغییر بده لااقل سنگریزه باش وبرجریان آب تاثیر بذار[گل]

مسعود

اجببببببببب 50 سالش شده رفته یه دختر24 ساله گرفته؟ خیلی...

پريسا اديسه

[خنثی] يعني اينجا ديگه از تعجب شاخ درآوردما. . . اين وسط هي نمي‌دونم چرا من دلم براي مادرت مي‌سوزه. . . الاهي بميرم براش [ناراحت]

پريسا اديسه

[افسوس] مادرت چه مظلومه. . . آخه نگين جونم. . . همه جووني‌شو پاي اين آدم گذاشته. . . اين همه شما سختي كشيديد. . . حالا كه سني ازش گذشته جدا بشه تنها بمونه كه بدتره. . . نمي‌دونم شايد بودنش رو ترجيح ميده به تنهايي. . .

سعید

یاد قصه اون بداخلاقه میفتم که خواب بوده و بهتر که خواب بوده و ملتی در آسایش. حالا هم شاید نیمه پر لیوان همین باشه.