دوری و دوستی همینه

یک ماه هم از سال جدید گذشت و کم کم همه چی داره به روال عادی برمیگرده و اون شور و هیجانات داره فروکش میکنه.

اما راستش رو بخواید من هنوز مادرم رو ندیدم تا از نزدیک عیدو بهش تبریک بگم و بگم بابا عیدی پیشکش ,وقت کردی سری به ما بزن.

اما با خودم که فکر میکنم میگم شاید این جوری راحت تره,خوشبخت تره, آرامش داره.

ناپدری هم به خاطر ما بچه ها هی بهش غر نمیزنه, دیگه از دعوا و داد و بیداد خبری نیست , شاید داره مثل بقیه زندگی میکنه ,داری خانومی میکنه.

بعدش تو دلم میگم بیخیال بابا من که دلم اصلا تنگ نشده. این همه آدم نه بابا دارن نه مامان ,ما هم روش.

/ 2 نظر / 20 بازدید
پریسا ادیسه

سلام نگین عزیزم. . . سال نو مبارک باشه. . . [بغل] پوووفففف. . . نمی‌دونم چی بگم. . . خدا رو شکر که خوبن. . . فقط همین هم کافیه

دریا سادات

سلام نگین جونم![قلب] بازم منتظر دلنوشته های قشنگت هستم![لبخند] دلم خیلی برات تنگ شده خواهری[ماچ]