خاطرات یک سهمیه ای

دفاع مقدس یا بی دفاعان مقدس

کاکل نظام
ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ روز ٧ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: حاتمی کیا ، سکه و طلا ، اختلاس ، شهید

چند شب پیش حاتمی کیا (کارگردان) رو تو یه برنامه دعوت کرده بودن همون شب تولدش هم بود. حرف های زیادی رد و بدل شد ,گله و شکایت ,تقدیر و تشکر و ...

اما یه جای حرفاش گفت" من از روزی می​ترسم که سرم را نتوانم در برابر خانوده​های شهدا بلند کنم.
     این ها رفتند.......[قطع سخنان حاتمی کیا و ادامه جملات با بغض] تنها دغدغه​ام این است که نتوانم سر بلند کنم. نجابت می کنند و فکر می​کنند که همه چیز دست ماست. خانواده شهید یعنی کاکل نظام (؟). الان سهمیه جزو متلک​های این جامعه است. به قول یکی از این​ها همه​اش مال تو فقط بابام را به من بده!
     اگر بگویند حرف روز را بگو دوست دارم از این ها حرف بزنم."

http://www.cinemafa.com/content/view/2132/53/

من نمی خوام کسی رو تایید یا رد کنم .من هم حاتمی کیا رو زیاد نمیشناسم
اما می دونم هیچ کس حرف های ما رو نشنیده, راستش رو بخواین همونجا تصمیم گرفتم که اینجا حرف هام رو بزنم.

نمی دونم تو این اوضاع که همه به دنبال اخبار مربوط به قیمت سکه و طلا یا اختلاس سه هزار میلیاردی اند حرف های من برای کسی اهمیت داره یا نه؟!

اما من می دونم که خیلی از بچه های شهید اوضاعی مشابه من یا حتی خیلی بدتر دارن و هیچ وقت ,هیچ جا حرفی نمی زنن.

البته اعتراف می کنم که این نام حقیقی من نیست اما به شرافتم قسم( دست راستم رو بالا گرفتم) که آنچه می نویسم عین حقیقت است وگرنه خدا مرا سوسک کند. آمین