خاطرات یک سهمیه ای

دفاع مقدس یا بی دفاعان مقدس

بابا همیشه باباست
ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱٧ آبان ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: بابا ، سهمیه ، دانشگاه

امسال برادر ناتنی مون دانشگاه آزاد قبول شد البته با وجود اینکه اصلا اهل درس خوندن و تست زدن نبود باز جای شکرش باقیه و ما خوشحال شدیم.

بعد از قبولی باباش که طی سال ماهی یک بار هم پسرش رو نمیدید برای عرض تبریک پسرش رو به شام بیرون دعوت کرد.

وقتی برادرم برگشت با خنده تعریف میکردکه باباش گفته : تو باعث افتخار منی.چون تو خودت درس خوندی و مثل اونا با سهمیه نرفتی دانشگاه. کار بزرگ رو تو انجام دادی و از این حرفا...

برادر بزرگترم وقتی دید که برادر کوچیکه داره کم کم با تمسخر در مورد پدرش صحبت میکنه با حالت جدی گفت: تو باید به پدرت احترام بذاری اون اگه ناپدری ماست اما پدر واقعی تویه .همه پدرها از دیدن موفقیت بچه هاشون خوشحال میشن .یادت باشه بابا هر جوری که باشه باز هم باباست.